ناظم الاسلام كرمانى

320

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

س - شاه كه دستخط تأسيس عدالتخانه و اجراء قانون در كليهء امور مملكتى داده و مكرر حكم فرموده كه اجراء نمايند ديگرچه تقصير دارد . ج - چه فايده كى حكم شاه بيچاره را ميخواند اتابك كه خودش يك سلطان مستقلى است هرچه را كه ميل دارد اجراء مينمايد هرچه را كه ميل ندارد زير سبيل ميگذارد . س - اتابك مجلسى فراهم فرموده كه وزراء رأى بدهند امير بهادر و حاجب الدوله و ناصر الملك نگذاشتند كه كار مملكت و مسلمانان اصلاح شود . ج - هرچند امير بهادر و حاجب الدوله يك پارچه ظلم و حماقت هستند و قانون را مضر به حال خيانتهائى كه كرده و ميكنند ميدانند اما ناصر الملك كه مرد عاقلى بود شايد چنين فهميده كه اين مجلس صورت سازيست و اتابك به اين كار باطنا راضى نيست . س - ما از حال اتابك چنين فهميده بوديم كه مايل باجراء قانون است زيرا كه فايدهء اين كار از براى خودش بيشتر است به جهت آنكه مال و خانه و درجهء او در سلطنت بىقانون بىشرط همواره در معرض تلف است و تا قانون نباشد از اين جهات اطمينان براى او حاصل نخواهد شد . ج - بلى خود اتابك هم ملتفت اين نكته هست ولى نخوت و غرور و خودپرستى او را مانع شده كه چون رؤساى ملت مطالبهء قانون نمودند اگر اجراء شود باسم آنها خواهد شد پس معلوم شد كه اتابك خيلى آدم كم مغزى است كه كار به اين بزرگى و شرف به اين ستركى را از براى يك خيال به اين كوچكى واهى تعطيل نمايد ما گمان ميكرديم كه اين اتابك آدمى است حال معلوم شد كه هيچ بارش نيست . س - اين تقصير با علماء و آقايانست زيرا كه جد و جهد در كارى نميكنند و اين خيال پوچ را از كله اين مرد بيرون نمينمايند كه غرض خودنمائى نيست بلكه غرض اصلاح مفاسد ملك و ملت است باسم هركس ميخواهد بشود بشود . ج - پس شما خبر نداريد كه آقاى آقا سيد محمد ديروز چه كاغذ خوبى در اين باب به اتابك نوشته كه ما تا جان در بدن داريم دست از مطالبهء حقوق ملت برنميداريم . بلى خبر دارم سواد كاغذ را هم ديدم ( بعد از اين ذكر مىشود ) خداوند به آقاى آقا ميرزا سيد محمد عمر بدهد باز ميانهء ملاها اگر يك نفر باشد اوست كه بفكر ملت است آقايان ديگر بفكر خودشان هستند ماها بايد زحمت بكشيم و آنها همه روز بفكر ترقى و توسعهء اداره و جلب منافع و مداخل خود باشند آخر مگر فايدهء پيغمبر صلى اللّه عليه و آله از براى مردم همين بيان طهارت و نجاست بود يا در مقام ترويج احكام سياسيّه و مملكت دارى و تهذيب اخلاق هم بود آقايان نجف و اينجا پس از يك عمر كه از پرتو امّت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله ميخورند و زندگانى ميكنند آخر فايدهء ايشان منحصر است باينكه در حاشيهء رساله يك مرتبه بر عدهء غسلات استنجاء بيفزايند يا كم كنند ديگر در فكر اين نيستند كه ظلم عالم را فراگرفت مسلمانان از دست رفتند دولت و ملت اسلام كه پيغمبر و